
تاریخ خیل آدم هایی را بر تارک خود دیده است که احصائیه شان همان در برگ های خود می گنجد و لاغیر.اما از منظر بخش و تقسیم می توان در مناظر متعدد به آنها نگریست. از نوشتجات و برجای ماندگان گذشته تا امروز, می توان به آدم هایی برخورد که جز غم نان و روز خود نداشته و همه همت خود را برای راحت خویش می گذارند. چه بل آنکه در این دسته بتوانی شمارگانی را نیز بیابی که در اندک متاع قلیل دنیای خود, اندکی نیز به آین...
ادامه مطلب
نزدیک سی سال پیش میهمانی غریبه توسط یکی از آشنایان به منزل مان آمد. پدر برای تدارک ایشان به اندرون رفته بود و من در کنار آن دو میهمان نشسته بودم. متدوام و آهسته از این میهمانی در رنجش بود و احساس راحتی نمی کرد، به هر حال غریبه بود و برای اول بار و آن هم نزدیک ظهر و برای ناهار به یک میهمانی بدون دعوت آمده بود و از آن سو واسطه اش که با ما قوم و خویشی داشت می گفت که این صاحب خانه با دیگران فرق می کند و اندکی صبر، سحر نزدیک است. عصر که شد آن میهمان ناخوانده که محو اخلاق و میهمان نوازی مرحوم پدر شده بود از کنار پدر جدا نمی شد و به قول معروف دل نمی کند. هر چند که هنوز دو هفته بیشتر از آن ملاقات نگذ...
ادامه مطلب